بسمه تعالی
خاطره ای از نماد درب قدیمی (مجسمه پیر مرد)
« نصب شده در بخش جنوبی بلوار پاسداران»
در سال ۱۳۰۱ شمسی منطقه جوین و جغتای برای چندمین بار تحت حکومت سردار معزز بجنوردی قرار می گیرد و نامبرده کما کان غلامحسین خان اجقانی را به نیابت از خود به جغتای که پایتخت و حاکم نشین ولایت جوین بوده اعزام و انجام امور ولایتی را به وی محول می نماید، وی در دارالحکومه(محل فعلی شهرداری) که در نارین قلعه (۱) واقع شده بود مستقر می شود.
غلامحسین خان حاکم قدرتمند منطقه جوین تصمیم می گیرد ساختمانی با عنوان عمارت در قلعه جغتای احداث نماید، لذا محله یوسف آباد را که بهترین محل قلعه از نظر تامین آب شرب – و عبور آب قنات یوسف آباد از درون عمارت – و دارای نمای زیبای استخر- و همجواری با مسجد ولی عصر (عج) (۲) – و از همه مهمتر ایمن بودن به خاطر وجود کوچه های تنگ و پیچ در پیچ و دالانها ی تاریک بوده انتخاب ، و شروع به احداث ساختمان عمارت می نماید. بنا به قول معتمدین و مطلعین، وی استاد و بنای ساختمان را از اسفراین و در و پنجره ساز را از سبزوار و مشهد می آورد، و نهایتاً ساختمانی احداث می کند که شامل دو بخش زمستانی و تابستانی بوده، یعنی قسمتی از ساختمان آفتابگیر و مناسب زمستان و بخش دیگر سایه دار و مخصوص سکونت در تابستان بوده است.
درب ورودی محوطه عمارت را از بهترین و سخت ترین چوبها و الوارهای جنگلی می سازند که از دو لت تشکیل شده و عرض هر یک از لت ها ۷۰سانتی متر و ارتفاع آن ۱۷/۲ سانتیمتر و قطر تخته های هر یک از لت ها ۷ سانتی متر می باشد .،استحکام درب ورودی عمارت داستانی دارد که بعد از ده سال از وقوع حادثه ناگواری پیشگیری می کند.
* * *
ذوالفقار خان و قنبر علی خان دو برادر یاغی و راهزن از مناطق قوچان بودندکه از سال ۱۳۰۶ با تعدادی از همدستان خود در روستاها و مزارع دزدی و راهزنی می کردند که به مرور زمان و با افزایش یاران قدرت بیشتری یافته و علناً به روستا ها و شهر های مختلف و گاه به نیروهای قزاق و ژاندارمری حمله نموده و بدین سبب اموال و اسلحه های فراوانی را غارت و به غنیمت گرفته و مدتها در شمال خراسان نا امنی ایجاد کرده بودند.
در اواخر خرداد ماه سال ۱۳۱۱ (ه.ش) ذلفو (مخفف ذوالفقارخان) با دارو دسته اش به قصد غارت اموال مالیاتی که در عمارت جغتای نگهداری می شد، به سوی جغتای حرکت می کنند ولی با درب بسته قلعه جغتای روبرو می شوندو در نتیجه بدون معطلی به سوی روستای فرومدعزیمت می کنند . ذلفو قداره ای در فرومد سراغ داشته که از جنس بسیار سختی ساخته شده ، آن را بر داشته و ضمن اسیر کردن خان فرومد وی را تا کوهستانهای نزدیک جغتای می آورد، ولی در نزدیکی های جغتای خان فرومد با حیله ای از دست یاران ذلفو فرار می کند.
ذلفو با تعداد ۳۵ الی ۴۰ نفر از طرف غرب جغتای به سوی درب شمالی قلعه حرکت می کنند، نگهبان قلعه به سرعت درب قلعه را می بندد ولی ذلفو با قداره مخصوص خود در سه ضربه زنجیر درب قلعه را می شکند و خود جلوتر از بقیه وارد قلعه می شود و با همراهان خود سر ها را روی قرپوس زین گذاشته و اسب ها را چهار نعل تا نارین قلعه(۳) می تازانند.
ذلفو در میان بهت و تعجب مردم جغتای سر از روی قرپوس زین برداشته و با صدای رعد آسائی اعلام می دارد«من ذلفو هستم با کسی کاری ندارم مقصد من عمارت و اموال داخل آن است»و آنگاه به سمت چپ نارین قلعه تاخته و از کوچه قلیچی راهی ساختمان عمارت می شود و در اندک مدتی عمارت را محاصره نموده و خود و همراهانش سنگر سازی می کنند.
از طرفی در عمارت مقداری محموله و اموال دولتی و مالیات که از طریق اداره مالیه جمع آوری شده بود ، نگهداری می گردید و مقرر بود به زودی به سبزوار انتقال یابد و ژاندارمی به نام شهبازی با تعدادی سرباز مسئول حفظ و نگهداری آن بودند.
سرانجام تیراندازیها از دو طرف شروع می شود، افراد ژاندارمری در پشت بامها سنگر گرفته و به سوی نیروهای ذلفو تیر اندازی می کنند و متقابلاً افراد ذلفو از کوچه های مجاور و حتی از پشت بامهای همسایگان عرصه را بر نگهبان تنگ می کنند، در حالیکه زد و خورد از طرفین ادامه داشته یکی از خوانین قدرتمند جغتای چادر به سر از محل منزل خود که نزدیک عمارت بوده خارج می شود و در جای امنی مخفی می گردد.
ذلفو دست به ابتکاری می زند و شخصی به نام غ.م.ب را مجبور می کند تا از تنها مغازه نفت فروشی آقای م واقع در انتهای بازار یک چلیک نفت تهیه نماید و به محل عمارت بیاورد، وی به سرعت دستور را اجرا میکند و ذلفو مقداری نفت به روی درب عمارت می پاشد و پالتوی کهنه مرحوم سید مهدی (سید میتی)را به نفت آغشته نموده و آن را به پای درب عمارت می اندازد و با آتش گرفتن درب ، ساکنین داخل عمارت با استفاده از انواع وسایل از آب حوض عمارت جهت خاموش کردن آتش تلاش می کنند ولی به جهت اینکه قطر در زیاد بوده و از چوب سختی ساخته شده بود آتش صدمه چندانی به درب عمارت وارد نمی کند.
سرکار شهبازی با شجاعت و دلیری تمام از گوشه و کنار مختلف عمارت تیر اندازی می کند و ذلفو متعجب از اینکه مگر چند نفر ژاندارم در عمارت هست ؟ سخت غضبناک شده و قصد دارد به وسیله نردبانی شخصاً به پشت بام عمارت برود ولی از سوی برادرش قمو ممانعت می شود.
سرانجام پس از زد و خورد طولانی و بی نتیجه ذلفو، خانواده خان قلیچی طبق های غذا برای ذلفو می فرستد و آنها پس از صرف غذا مطلع می شوند که چند دستگاه کامیون همراه با تعدادی نیروی ژاندارم جهت حمل اموال مالیه به سوی جغتای درحرکت است و برای یقین یکی از یاران زلفو با دوربین حرکت کامیون ها را در جاده شهرستانک مشاهده می کند و با گزارش آن دیگر مجالی برای توقف ذلفو و یارانش باقی نمی ماند. لذا با سرعت تمام از طریق راه محمد آباد(راه غربی جغتای) فرار را برقرار ترجیح می دهند.
پس از این واقعه درب عالی عمارت، زیبایی و نقش و نگار خود را از دست میدهد،در نتیجه برروی نمای بیرونی آن ورقه ای از حلب می کشند و سالهای سال به عنوان درب تاریخی یکی از قدیمی ترین و مجلل ترین ساختمان شهر خود نمائی می کرد تا اینکه با نقل و انتقال مالکیت عمارت و تخریب آن دری که مردم و بسیاری از بزرگان منطقه خاطراتی از آن داشتند در محوطه شهرداری زیر باران و برف رو به نابودی بود که سر انجام در سال ۱۳۹۳ بنا به دستور جناب آقای دکتر صالحی (شهردار محترم فعلی )در مذکور پس از مختصری اصلاحات و رنگ کاری به عنوان نمادی از درب ورودی شهر جغتای در بخش جنوبی فلکه ورودی امام رضا(ع) نصب گردید تا خاطره آن همچنان در دلها زنده بماند.
روابط عمومی شهرداری جغتای
توضیحات:
۱- نارین قلعه: قلعه ای که در میان قلعه بزرگتر واقع شده باشد نارین قلعه گویند- لغت نامه دهخدا
نارین قلعه در اثر کثرت استعمال در جغتای به نارنج قلعه معروف شده است.
۲- مسجد ولی عصر(عج) واقع در محله یوسف آباد در گذشته به نام مسجد امام حسن(ع) معروف بوده است.
۳- بازار جغتای در گذشته از چها راه دارائی شروع و تا چها راه امام خمینی(ره) ادامه داشته است.
منبع: نقل و قول از معتمدین و معمرین شهر















